بادی بوزید و خار آرام دوید

در منزل ریگ امشب او مهمان است

 

یا رب چه سراییست بیابان خدا

یادآور ضجه های بی آبان است

 

با جرعه ای از آب گدا حکم کند

بر آنکه شه هزار و یک سامان است

 

انگار زمین به زیر پا میچرخد

یا داغ ترین دوره یخبندان است؟!

 

در صعب ترین مسیر هموار فقط

کفشان پیاده بی سبب خندان است

 

خورشید دهد امید واهیّ و سراب

نقاشی دلرباترین حرمان است

 

از عقرب جراره نپرسید زمان

چیزی که بها ندارد اینک جان است

 

ای سنگ زبانت به دهان گیر مگو

غم نامه خاکی که پر از عطشان است

 

احسان صادقی

منبع اصلی مطلب : شعری برای آسمان
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : مسافر بیابان